على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

77

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

چند نفر از اعيان را روانه كرده بود . از آنجا سوار درشكهء امير شده يكسره به دار الحكومه وارد شديم . اول غروب جناب ناصر الملك كه همانجا منزل داشت ماند و فقير به منزل مراجعت كردم . در رشت - روز سه‌شنبه غرّه محرم 1318 : صبح جناب امير اكرم فرستاد كه ناهار را با جناب ايشان و جناب ناصر الملك صرف كنم . رفتم به دار الحكومه . عصر جناب ناصر الملك به ديدن قونسول روس رفته جناب امير اكرم و فقير هم رفتيم به تكيهء دولتى كه روبروى باغ و ميدان و عمارت دولتى است و براى تعزيه‌دارى دههء عاشورا حكام مىبندند و از دولت چيزى براى تعزيه‌دارى شهرهاى حاكم‌نشين مقرر است . تكيه را خيلى قشنگ بسته بودند . هريك از طاقنماها را يكى از اعيان و معاريف گيلان مزين مىكند . بيست طاقنما دارد كه همه را اسباب چراغ و آئينه گذارده‌اند . چادر بزرگ نوى زده بودند . حاكم معمولا از راه غير راه عمومى رفته در بالاخانه مىنشيند . مثل تعزيه‌خوانى دولتى تهران . اول دستهء فراشان حكومتى مىآيند سينه مىزنند ، بعد موزيك ، بعد تعزيه‌خوانيها . شبيه وفات ابراهيم پسر حضرت فخر كاينات صل اللّه عليه و آله را نماياندند . تعزيه‌خوانها قريب بيست نفر همه رشتى بودند . رويهم رفته بد تعزيه‌خوانى نبود . از تكيه رفتم منزل نواب قونسولگرى بازديدى كردم . امشب جنابان ناصر الملك و امير اكرم به فسوجن « 1 » غاز مهمان فقيرند . يك ساعت از شب گذشته آمدند . قرار شد فردا برويم انزلى كه انشاء اللّه پس‌فردا كه كشتى مىآيد ، برويم رو به مقصد . پس از رفتن آنها با كنت و ظهير الاعيان مشغول صندوق بستن شديم . كاغذهائيكه از تهران امروز غروب رسيده بود ، در رختخواب خواندم . از رشت به انزلى - روز چهارشنبه دويم ( 2 ) : صبح با جناب حسام الاسلام كه به وداع من آمده بود ، وداع كرده پياده تنها رفتم به دار الحكومه . در وقتى كه آخوندها آمده بودند به ديدن جناب ناصر الملك ، وقتى پيدا كرده با جناب امير اكرم در ايوان جلوى بالاخانه صحبتها داشتيم . همين قدرى كه اهالى گيلان رضا به حكومت او هستند ، او از اين حكومت و بعضى تحميلات ناراضى

--> ( 1 ) - كذا در اصل ، قطعا همان فسنجان است .